سلام. یکی از خوانندگان عزیز توی یه کامنت خصوصی (البته در وبلاگ شخصی خودم) سوالی ازم
پرسیده که من ترجیح می دم جوابش رو علنی بگم. اینجا بخوانید...
نشر حوض نقره رو شايد بشناسي و شايد هم نچ. وبگاه خوش طرح و لعابي داره. ساده و بي تکلف. حس ايروني رو مي شه توش چشيد و يه جرعه سرکشيد. شاباجي، چسب زخم، طلعت خانم ، خانجون و بوي ريحون، خنده لهجه ندار از کتاب هاي منتشره اين ناشره. اگه دوست داري توي دمادم خفت گيري معيشت و کار و زندگي َلختي وِلو شي و يا خواننده گريزپاي کتابخونه رو به مطالعه کتاب سُرش بدي اين ناشر شايد بتونه تيک اولت باشه.
هواخوري مي خواد با بيان سبک زندگي، روابط اجتماعي، موفقيت، تکنولوژي، سلامت روح، سلامت جسم، و شگفت انگيزها ببرت تو يه زندگي خوب و موفق. حالا با خبر شده و يا گزارش و حرف دل.
وبلاگ نيوز اخبار و گزارش هاي مرتبط با وبلاگ ها و شبکه هاي اجتماعي رو بعضا روايت مي کنه.
Library Thing يه شبکه از عاشقان و سينه سوخته هاي کتابه.بيش از يک ميليون و شش صد هزار نفر از سراس جهان له شده کتاب تو اين شبکه عضون. اين کتاب بي مروت چيه که مي تونه جنس مشترک بين گروهي از مردم بشه و باعث اشتراک گذاري علائق و سلائق و در نهايت رفيق غار و نار اونها
abrajabi@gmail.com
با سلام و احترام به خدمت شما
خاطره ای از میان فراوان خاطراتی که از دکتر حری داشتم به خدمت ارسال می کنم.
سال 84 از مقطع کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم. دل کندن از آن فضا برایم سخت بود و تلاش فراوانی کردم که در آن محیط بمانم. دست قضا باعث شد که بعد از 84 به عنوان کارمند در کتابخانه دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران مشغول به کار شوم. به این سبب ارتباطم با اساتید بزرگوار و فیهم دانشگاه تهران ادامه یافت. سال 87 که در کنکور دکتری دانشگاه چمران پذیرفته شدم مثل هر دانشجوی این مقطع سراز پا نمی شناختم و دنبال این بودم که جایی بورس شوم تا مجبور نباشم فاصله هزار کیلیومتری تهران- اهواز را هر هفته له له کنان طی کنم. همان سال بود که دانشگاه شهرم (یکی از شهرهای غرب کشور) فراخوان پذیرش دانشجوی بورسیه داده بود و من هم یکی دو بار با ارسال نامههایی که بر من معلوم نگشت سرانجام به کجا راه یافتند! بخت خویش را آزموده بودم. اما دست من کوتاه و خرما بر نخیل.
روزی تصمیم گرفتم از دکتر حری کمک بگیرم. تصمیمم قطعی شد، در زدم.
دکتر حری: بفرمائید
من: سلام استاد
استاد با دیدن من از جایشان بلند شدند و من خجالت زده . . .، این خاصیت دکتر حری بود که با اینکه 2 سال شاگرد ایشان بودم و به قول خودشان 3 سالی هم بود همکارشان شده بود اما باز هم برایم سخت بود ایشان را به زحمت بندازم،چاره ای نبود، مساله را گفتم.
دکتر حری: بفرماید بشیند آقای رحیمی حالتون خوبه؟
من: خدا را شکر. به لطف شما.
دکتر حری: درسا چطورن؟
من: خوبه استاد. در حال سعی بین تهران و اهوازم. زحمتی داشتم.
دکتر حری: خواهش می کنم.
من: شنیدم با مدیر گروه شهر (؟) دوست هستید.
دکتر حری: آره، چطور مگه؟
من: درخواست بورس دادم، خواستم شما ریش گرو بزارید.
دکتر حری: حتما. شماره تماس مدیر گروه را دارید؟
من: نه ولی می گیرم میارم خدمت شما.
بعد از اتاق ایشان خارج شدم و با چند واسطه شماره مدیرگروه وقت را یافتم و مجددا به حضور ایشان رسیدم. بلافاصله تلفن را برداشت و شماره گرفت و به من تعارف کرد بنشینم.
بعد از خوش و بش با مدیر گروه سرآخر گفتن غرضم یه سلام روستایی بود. آقای رحیمی دانشجوی من بودن و همکنون هم همکارم هستن از لحاظ علمي و اخلاقي ایشان را تایید می کنم و گویا مایل هستن به زادگاهشون برگردن و بعد از چند دقیقه تلفن را گذاشتن. آری دکتر حری به دانشجویانش احترام می گذاشت. البته تماس ایشان راه گشا نبود ولی همیشه یادآوری این لطف ایشان برایم خوشایند است.
روحش شاد و یادش گرامی باد
صالح رحيمي- دانشجوي دكتري دانشگاه اهواز
متقاضیان می توانند مدارک خود را از قبیل: (تحصیل، سوابق تجربی و مهارتی، ICDL و...) به صندوق پستی 6419-14155 ارسال نمایند."
جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا را دنبال نمایید
شماره تماس 88041448 (آقای دکتر رادفر )

نمیدانم چطور باید گفت ....
پیام آور خبر ناخوش بودن ، بسیار سخت است . اما چه باید کرد که کار روزگار این است . دکتر عباس حری، استاد برجسته رشته ، امروز در روز 52 دوم از 77 سالگی دار فانی را وداع گفت.
![]()
روحش شاد که آخرین بار در مراسم سالگرد شورای کتاب کودک او را چه شاد و همچون همیشه خندان دیدیم.
کامنت های این پست برای ابراز همدردی شما باز است .
اطلاعات بعدی در خصوص زمان و مکان مراسم خاکسپاری ایشان طی این پست ارائه خواهد شد.
-----------------------------------------------
مراسم تشیع پیکر استاد برجسته کتابداری ایران(دکتر عباس حری) صبح روز سه شنبه 10 اردیبهشت، ساعت 10:30 از مقابل دانشکده کتابداری دانشگاه تهران، واقع در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی به نشانی تقاطع بزرگراه چمران و جلال آل احمد- روبروی کوی نصر- نبش خیابان نسیم برگزار خواهد شد.
-----------------------------------------------
مراسم ترحیم دکتر عباس حری روز چهارشنبه این هفته (11 اردیبهشت 92) ازساعت 18 الی 19:30 در مسجد النبی(تهران- انتهای خیابان امیر آباد) برگزار میشود
--------------------------------------------
گزارش تصویری مراسم خاکسپاری
گزارش تصویری مراسم خاکسپاری آن مرحوم را در وبلاگ پیک کتابداری دانشجویان دانشگاه الزهرا دنبال نمایید
1. 123456
2. 12345
3. 123456789
4. Password
5. iloveyou
6. princess
7. rockyou
8. 1234567
9. 12345678
10. abc123
11. Nicole
12. Daniel
13. babygirl
14. monkey
15. Jessica
16. Lovely
17. michael
18. Ashley
19. 654321
20. Qwerty
بر اساس توصیه های این مقاله، سعی کنید از اول کلمات جمله، برای ساختن کلمه عبور استفاده کنید. همه کلمه های عبور باید حداقل هشت کاراکتر را که چهارعدداز آنها با دیگری متفاوت باشد در بر بگیرند. اگر فقط کلمه یا فقط حرف مورد استفاده واقع شود ممکن است به راحتی لو برود. برای یک هکر، هیچ کاری ندارد که از مخزن اطلاعات شما رمز گشایی کند. شاید لازم باشد به جای کلمه عبور، از جملات استفاده کنیم تا امنیت اطلاعات حفظ شود. مثالی که نویسنده زده بود به این ترتیب است
This little piggy went to market’ might become ‘tlpWENT2m.’”
اصل این مقاله عنوانش به شرح زیر است:
Top 20 most common passwords of all time revealed: ‘123456,’ ‘princess,’ ‘qwerty’
By Joe McKendrick
1. آشنا با مهارت های جستجو ساده و پیشرفته در محیط وب
2. حضور آنلاین حداقل 4 ساعت روزانه در محیط وب
زمان این اطلاعیه به اتمام رسید.
علاقه مندان اطلاعات زیر را حداکثر تا تاریخ 7 اردیبهشت 1392 به آدرس ...... ارسال نمایند .
نام ونام خانوادگی /تحصیلات(رشته، دانشگاه، مقطع) / آدرس / پست الکترونیکی/ شماره همراه
اگر میخواهید بدانید این روز را امسال در امارات متحد عربی چگونه جشن گرفته اند، گزارش خانم فاطمه سعدونی را در وبلاگ عکس های کتابداری ایران دنبال نمایید.
به نظر می رسد برد خبری این روز مهم در رسانه های جمعی ما کمتر از اخبارقیمت ها ، اخبار زلزله، اخبار انتخابات و ... است .اگر فردی از جشن گرفتن این روز جهانی در ایران هم خبر دارد ممنون میشویم در بخش کامنت های این مطلب، منعکس نماید.
در کتابخانه نشسته بودم که شنیدم دو نفر مراجعه کننده با یکی از نیروهای کار دانشجویی صحبت میکردند. یکی از آنها می گفت شما کتابها را حفظید؟ یعنی میتوانید بدون جستجو در نرم افزار بگویید کتابی که میخواهیم کجاست؟ طرف کمی من و من کرد و آرام گفت باید بروید سرچ کنید تا بتوانم برایتان پیدا کنم. مراجعه کننده گفت آخر آن آقایی که دیروز اینجا بود همه کتابها را از برش بود. هر چی میخواستیم می دانست دارید یا ندارید. به هر حال ممنون. و رفت. این هم نتیجه تسلط خوب یک کتابدار بر مجموعه اش هست که سبب می شود کاربر دنبال او برای رفع نیاز اطلاعاتی اش بگردد. برایم جالب بود که کاربری را دیدم که خدمت کتابدار فعال او را به کتابخانه جذب کرده و مورد اعتماد کاربران است.
دوستی ماجرای جالبی را از گفتگوی مسافران تاکسی تعریف کردند که این ماجرا را به صورت خلاصه برای شما نقل می کنم:
در تاکسی نشسته و مشغول مطالعه کتاب مدیر مدرسه جلال آل احمد بودم. مسافری غرولند میکرد و میگفت چقدر بی نظم! نمیشد درست و حسابی صف بگیرند تا حق کسی ضایع نشه؟! فکر میکنند قهرمان شدند دو تا ماشین زودتر سوار میشن! کسی چیزی نگفت. راننده از من پرسید: چشمهایتان اذیت نمیشه توی نور کم مطالعه میکنید؟ گفتم: چرا. ولی کتابش خیلی خواندنی هست. نمیشه ازش دل کند. مسافر دیگری گفت بله واقعاً وقتی کتاب جذاب باشه همه جا میشه مطالعه اش کرد. متاسفانه سرانه مطالعه ما خیلی کم است. خودم آنقدر داخل شرکت در گیر کار شدم و وقتی هم میام منزل، سریع میرم سراغ اینترنت. دیگر اصلاً کمتر وقت میکنم کتاب بخونم. راننده گفت: ای آقا! من توی آموزش و پرورش بودم. سروکارم با کتاب و نوشتن بود. از درس دادن هم خسته شدم. اینقدر گرفتار شدم که نمیرسم کتاب را ورق بزنم. دیگری هم گفت: منم هر شب جلوی تلویزیون خوابم میبره! مسافر دیگر گفت: حسنش اینه که وقتی کتاب میخوانیم چند دقیقه ای از سختی های زندگی دور میشیم و میریم در یک دنیای دیگر. بحث گرم شده بود و رسیده بود به کتابهای مشترکی که مسافران خوانده بودند که این گفتوی کتابی با رسیدن به مقصد به پایان رسید.
دو تا فروشگاهه که مدتيه فروش کتاب، مواد ديداري و شنيداري و کلا کالاهاي فرهنگي خودشون رو شروع کردند:
فروشگاه اينترنتي کتاب آرين که کتاب هاي جديد، پروفروش و محبوب رو در صفحه اول به نمايش مي گذاره. جستجو کتاب و يا پيدا کردن کتاب هاي مورد نظر در يک حوزه خاص امکانات ديگه اين فروشگاه مجازي کتاب است.
فروشگاه اينترنتي شهر کتاب هم بر اساس نوع محصول که کتاب باشه يا ديداري و شنيداري و يا محصولات فرهنگي در کنار تازه ها و برنامه هاي فرهنگي، ويترين صفحه اول خودش رو چيده
بالاترين مقالات در حوزه کتابداري و اطلاع رساني به نظرتون کدوم مقالات بودند؟ خوب خودتون اينجا يه سر بزنييد
کتابخانه ديجيتالي گيگا از طريق اين کتابخانه مي توانيد به متن کامل مقالات که در يکي از پايگاههاي اطلاعاتي خارجي همانند ابسکو، امرالد، اشپرينگر، تيلور اند فرانسيس، آي او پي، الزوير، سيج و ... دسترسي پيدا نماييد. هزينه هر مقاله 1500 تا 1850( چرا نوسان قيمت دارد مقالات؟)است. با وارد کردن مشخصات نام مولف و عنوان مقاله و يا شماره ديجيتالي بين المللي مقاله(DOI) مي توان سفارش مقاله داد.
البته از صحت و اعتبار اين کتابخانه و خدمات مدعي آن اطمينان يابيد در ابتدا و بعد سفارش مقاله بدهيد( تلفن و نشاني در وبگاهش ندارد بهتر است ميلي و يا دوستاني که از خدمات آن استفاده مي نمايند کسب اطلاع نماييد)
abrajabi@gmail.com
یک هفته دیگر، در روز 28 فروردین ماه، مجمع عمومی و انتخابات انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در کتابخانه حسینیه ارشاد برگزار می شود. سه سال گذشت. سه سال همراه با کتابداران، اساتید و دانشجویان. خوب یا بد، غلط یا درست، هر چه داشتیم رو کردیم برای خدمت رسانی به جامعه کتابداران ایران زمین. شاید میتوانستیم بهتر از این باشیم. بهتر مخاطبان را به سوی انجمن بکشانیم. جلسات نشستها را خلوت نبینیم. ولی طی این سه سال، تمام تلاش این بود که در دایره خودمان نچرخیم. فراتر از حوزه خود حرکت کنیم و با سایر رشته ها و متخصصان پیوند بزنیم. شاید ماحصل این کار، آشنایی با انجمن ترویج علم، انجمن آی سی تی، جامعه شناسی و بسیاری از انجمن های دیگر، حضور دز جلسات مختلف کمیسیون انجمن های علمی، شورای انجمنهای علمی و به عضویت پیوسته در آمدن این انجمن بود. بسیاری از اهالی جامعه کتابدارانه ما شاید این موارد را ندانند که در کنار برگزاری کارگاه و نشست، انجمن وظیفه دیگری هم داشت و آن نقب زدن به سایر جامعه های علمی بود و اینکه صدای جامعه تخصصی و اعضای خود در رسانه ها نیز باشد.
سلام. یکی از خوانندگان وبلاگ به شدت از به روز نبودن وبلاگ شاکی بود و در یه پیام خصوصی نوشته بود: ... اگر نمی تونین به روزش کنین خب درش رو تخته کنین...چیزی ندارم به این دوست عزیز بگم. بهشون حق می دم. خیلی وقته که دوست دارم به فعالیت این وبلاگ پایانبدم راستش رو بخواهین بیش از چند ساله که توی فکرشم اما هربار به دلیل منصرف شدم. بسیاری از نویسندگان وبلاگ گروهی (از جمله خودم) به خاطر مشغله های کار و درس و زندگی دیگه فرصتی برای نوشتن در وبلاگ ندارن و شایدم انگیزه ای ندارن. به همه اونها هم حق می دم. بنابراین همینجا اعلام می کنم که این موضوع رو می زارم به رای خود نویسنده های عزیزی که در حال حاضر در این وبلاگ فعالیت دارن. اگر به اتفاق موافق بسته شدن وبلاگ باشند در اولین فرصت رسما از همین وبلاگ اعلام می کنیم.
با سلام.
اساتید محترم و کتابداران عزیز، جهت انجام یک کار پژوهشی با موضوع نمایه سازی تصاویر در وب نیاز به همیاری شما عزیزان داریم. احتمال می دهیم که در الگوریتم کاوش گوگل تغییری صورت گرفته باشدبه همین منظور می بایست سایت مربوط به این کار تحقیقاتی در ابتدا از ای پی های مختلف مورد کاوش قرار گیرد و دید آیا اتفاقی صورت می گیرد یا نه؟ خواهشمندم شما دوست عزیز هم در صورت امکان نسبت به انتشار و اطلاع رسانی در این مورد لطف خود را از این پژوهشگر دریغ ننمایید. مستدعی در طی کاوش های خود در وب آدرس زیر را در موتور جستجوی گوگل جستجو کرده و سعی نمایید از صفحه نتایج کاوش صفحه فوق را باز کنید.
با تشکر
از طرف صالح رحیمی، دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی

چهاردهم فروردین سال 1384 بود که به دانشگاه شیراز به یاد روزهای دوران کارشناسی و به قصد دیدار استاد فرزانه فرزین رفته بودم. با کمال تعجب دیدم در اتاق خود نیستند. سراغ دوست عزیزم آقای (دکتر) علی حمیدی که در آن زمان در گروه دانشگاه شیراز بودند، رفتم و درباره خانم فرزین از ایشان پرس و جو کردم. اطلاعی نداشتند. تصمیم گرفتیم به ایشان تلفن بزنیم. بعد از گفتگوهای معمول، دریافتیم که سرما خورده اند. برایشان آرزوی بهبود کردیم. شب به اهواز برگشتم. عصر روز شانزدهم بود که در میان ایمیلهای رسیده، دیدم که از طرف آقای (دکتر) علی منصوری و دکتر فتاحی پیامهای تسلیت به مناسبت درگذشت خانم فرزانه فرزین آمده است. باور نکردم و گفتم شاید جدی نیست و احتمالاً چیزی مثل دروغ سیزده است. ولی دلم شور میزد. به آقای دکتر حمیدی زنگ زدم و دیدم صدایش گریان است. فهمیدم قضیه جدی بوده. حیران و گریان و گیج به خوابگاه برگشتم. رمقی برایم نمانده بود. استاد مهر، استاد نیک منش دیگر در میان ما نبود.
یاد روزهایی افتادم که به رسم عید دیدنی به منزل ایشان می رفتیم. یا روزی که به مناسبت دانش آموختگی مان همه را مهمان خود کرد. یاد کلاسهایی که با ایشان داشتیم و هیچوقت خسته نمی شدیم. یاد لبخند پر مهر و همیشگی اش. یاد روزی که وقتی خبر قبولی ام در دانشگاه اهواز را شنید بسیار خوشحال شد و تشویقم کرد که حتماً به آنجا بروم که موفقیت در انتظارم هست. هر چه در ذهنم از اوست همه نیکی و مهر است. به او خیلی بدهکاریم. به یادش هستیم و سالروز رفتنش را گرامی میداریم. روحش شاد و یادش گرامی.
دو هفته آینده مجمع عمومی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران برگزار می شود. از شما اساتید- دانشجویان و کتابداران ارجمند دعوت می شود در این مجمع که همراه با انتخابات هیات مدیره نیز هست شرکت فرمایید. مکان برگزاری مجمع: کتابخانه حسینیه ارشاد از ساعت ۱۵.
منتظر دیدار شما بزرگواران هستیم.
سال آینده هم امیدوار. پیشاپیش سال نو همه مبارک باشه.
خداقوت و دست مریزاد به آقای جلال حیدری نژاد و آقای علیرضا اکبری که یک تنه اندیشه ها و ایده ها و نوشته های کتابداران را کنار هم می چینند و عطفی می سازند شایسته کتابداران ایران زمین. این چند روزه که نوشته های دوستان را در عطف میخوانم واقعاً لذت می برم که چقدر اندیشه های قشنگ و بکر وجود دارد و تا به حال، به قول معروف چاپلود(!) نشده است. احساس خوبی به آدم دست میدهد که در کنار این همه مجله های گوناگون تخصصی رشته مان، جایی هم هست که دل تنگ هر چه میخواهد می تواند بگوید. باز هم دست مریزاد به عطفی ها و نیز کتابداران اهل فکر و قلم. پیشاپیش، نوروز بر همه شما بزرگواران خجسته باد.
تعجب نکنيد با يک کليک بله فقط با يک کليک به تمامي اخبار روزنامه ها و خبرگزاري ها در يک صفحه دسترسي داشته باشيد. اين شما و اين وبگاه آخرين اخبار.
مي دانم تا بگويم محيط زيست داغ دلتان تازه مي شود از تخريب و تهديد روزافزون محيط زيست در ايران. از درياچه اروميه گرفته تا تالاب بندر انزلي و حتي همين بغل گوشمان دشت ها و محيط زيست زيباي دماوند. اما در اين بومگان شما با بانک اطلاعاتي از منابع مرتبط با محيط زيست آشنا مي شويد.
پورتال خبری فناوری اطلاعات ITPN.IR اخبار حوزه آي تي را گردآوري و ارائه مي نمايد.
اين پروفسور براي استادان دلش سوخته و آمده فضايي را در اختيار آنان قرار داده تا در آن هر استادي بتواند سئوالات ونمرات و تمرينات و غيره اش را درآنجا قرار دهد به انضمام يک سري قابليت ها ي ديگر همانند ايجاد وبلاگ اختصاصي و غيره
همه اش شد اين ور آبي يکي هم آن ور آبي: فيد خوان ها دنيايي دارند براي خودشان و کاربران تيز و چالاک به خوبي از آنها براي اطلاع از مسائل مورد علاقه شان به صورت متمرکز بهره ها مي برند. چند نمونه از بهترين آنها را مي توانيد در اين پيوند واين پيوند و اين پيوند مشاهده نماييد.
abrajabi@gmail.com
سلام. دکتر اصنافی مطلبی در عطف نوشتن در مورد ارتباطات کتابداران...شاید خونده باشین اما نتونستم بهش اشاره نکنم. ایشون نوشتن:
گاهی اوقات، وقتی اسم میز امانت و خدمات عمومی می آید، افراد روی ترش میکنند. انگار میز امانت جایی است که موجب بدنامی میشود! در صورتیکه قلب تپنده و حیاتی کتابخانه محسوب میشود. ولی برعکسش را در نظر بگیرید. سالهاست در جامعه کتابداران ما این نکته نهادینه شده که کتابدار بخش سازماندهی و به طور کلی خدمات فنی، یک فرد شیک، با کلاس، فهیم، با درایت، به روز و واجد همه ویژگیهای مثبت است! چرا؟ چون در فضایی مجزا فعالیت میکند. با مراجعه کننده سروکار ندارد. با دانش سازماندهی سروکار دارد و غیره. تمرکز ما طی این سالها هم بیشتر روی سازماندهی منابع بوده تا بهره گیری مناسب از آنها.
دقیقا با گفته های ایشون موافقم… خود من بیش از یک سوم از سالهای کاری ام را در بخش خدمات فنی گذراندم و دوسوم دیگر را در بخشهای عمومی کتابخانه های مختلف بوده ام… هرجا رفتم بخش امانت را تبعیدگاه می دونستن و فنی را کعبه آمال و آرزوها٬ اما از روی تجربه می گم که کار امانت شیرین تر ولی پراسترس تره… برای خود من دیگه الان فهرستنویسی لطف زیادی نداره… همه چی در حد ایزو گرفتن و تصحیح مدارکه… خبری از شماره سازی و فهرست توصیفی و تحلیلی نیست… متاسفانه خطا و اشتباه هم خیلی زیاد شده… نرم افزارهای فارسی کتابخانه ها هم ماشالله که اصلا نمی شه روشون حساب باز کرد…به نظر من اگر همه به این جمله که بخش امانت قلب تپنده هر کتابخونه اس ایمان داشته باشن دیگه این جور مشکلات رو نخواهیم داشت… اون وقت منم کمتر غر می زنم.![]()
عصر دیروز در تالار ایوان شمس جشنواره یادگار ماندگار جهت انتخاب وبلاگهای برتر در زمینه کتاب و مطالعه برگزار شد. در این جشنواره وبلاگ نویسی که توسط سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران- باشگاه فعالان مجازی و با همکاری انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران برگزار گردید وبلاگهای آقایان سیامک محبوب- دکتر محسن حاجی زین العابدینی- محمد زره ساز-احمد عابدی- مجتبی مخبری- احمد یوسفی-حسین نریمانی و خانمها سپیده فهیمی فرد (وبلاگ گروهی شبکه کتاب) و شکوه صدقیاز جمله وبلاگهای برتر این جشنواره بودند. به همه این عزیزان تبریک میگوییم و برایشان آرزوی موفقیت داریم.
روزجمعه در لابلای ایمیلهایم، دیدم که از طرف موسسه ای به نام کتابناک، دعوتنامه ای مبنی بر شرکت در مراسم افتتاحیه باشگاه کتاب و کتابخوانی کتابناک، رسیده است. بعد هم پیامکی آمد که این مراسم با سخنرانی دکتر نعمت الله فاضلی برگزار میشود. دیروز، بعد از کلاس بعد از ظهر، گفتم سری بزنم به این جلسه شاید جالب باشد. رفتم به برج میلاد و در آنجا در سالن شماره یک طبقه منفی 2، با جمعی حدود 30 نفر مراسم برگزار شد. یکی ساعتی در مراسم بودم و پای صحبتهای دکتر فاضلی نشستم. به عنوان کسی که خارج از حوزه کتابخانه هاست، صحبتهای قابل تاملی داشت. بخشهایی از صحبتهایش را که کلیشه ای و تکراری نبود با شما قسمت میکنم. شاید برای ما خیلی از جملات بدیهی باشد ولی تأمل برانگیز است.
در روستای مصلح آباد فراهان به دنیا آمدم. در آنجا دیپلم گرفتم و کتابخانه روستا را برای جوانان و اهالی روستا راه اندازی کردم.
کودکان و نوجوانان ما در حال ابتلا به بحران امتناع از یادگیری هستند. از یادگیری فرار میکنند چون یادگرفتن مسئولیت به دنبال خود دارد.
حوصله ندارم مال کسانی است که نمیخواهند فکر کنند. نمیخواهند خلاق باشند. سلاح مبارزه با حوصله ندارم مطالعه است تا به واسطه آن به جهان بپیوندیم.
دوست داشتم تا آخر مراسم بمانم، ولی نمیشد باید سریع برمیگشتم تا برای کلاس فردا، مطالب را حاضر کنم. هرچند که خستگی نگذاشت و بلافاصله پس از شام، خوابم برد!
چهارشنبه 16 اسفند 91
ساعت 16 الی 18
برج میلاد تهران