
امروز نامه خيلي جالبي از انتشارات گاج به دستم رسيد كه طرح "گل براي كتاب" را معرفي مي كرد. بخشي از نامه چنين است:
روز ۲۴ آبان ماه هر سال روز كتاب و كتابخواني است كه روز "گل براي كتاب" نامگذاري مي شود. در اين روز آقايان به همسرشان شاخه اي گل هديه مي دهند و در مقابل، همسر، يك جلد كتاب به شوهر خود اهدا مي كند و....
البته هر چه روي سايت اين انتشارات گشتم خبر را نديدم و در خيلي از خبرگزاري ها هم اين بخش از نامه را نديدم. فقط طرح به صورت كلي معرفي شده كه مي توانيد داستان آن را در نشاني زير بخوانيد:
http://ibna.ir/vdcco1qp.2bq0i8laa2.html
اين مطلب را در كتاب "از دولت عشق" نوشته كاترين پاندر و ترجمه گيتي خوشدل خواندم. به نظرم رسيد به درد كتابداران عزيز بخورد.
رييس شركتي را مي شناختم كه هيچ كس دوست نداشت برايش كار كند. او مردي جدي، بي صبر و پرتوقع بود كه زود از كوره در مي رفت. كتابداري كه سالها برايش كاركرده بود مجبور شد به علت بيماري، از كار استعفا بدهد. چون هيچ كس حاضر نبود كار او را بپذيرد، همه در شگفت بودند كه رييس شركت چه خواهد كرد.
كتابداري از شهر ديگري آمد و اين شغل را پذيرفت. اين كارمند خانمي بسيار شاد و خندان و جذاب و نقطه مقابل كتابدار عبوس و جدي و كسالت آور و غرغرويي بود كه پيش از اين براي رييس شركت كار مي كرد. كاملا آشكار بود كه مي خواست ساعات كارش را با خوشي و آسودگي بگذراند. از اين رو، اين وضع را عالي و نيكو مي خواند.
هر روز براي رفاه بيشتر رييس اش نقشه اي مي كشيد. صبح زود سر كار مي آمد و دفتر رييس را منظم و مرتب مي كرد و از باغچه خانه اش گلهاي تازه مي چيد و در گلدان روي ميز تحرير رييس مي گذاشت. پيش از انجام هر كار، نظر او را مي پرسيد تا همه چيز به دلخواه او صورت گيرد. از جنبه هاي مثبت كار رييس اش يا از همسر و ساير اعضاي خانواده او تحسين و تمجيد مي كرد. مي كوشيد تا حد امكان همه چيز را دلپذير سازد و با اين كار، به تدريج رييس را به فردي آرام و آرامش بخش و شاد بدل كرد.
رييس پس از سالها، براي نخستين بار از صميم دل لبخند مي زد. اطرافيان او از اين كه مي ديدند چنين خوشبخت و آرام و آسوده شده است، به وجد مي آمدند. او نيز سر كيسه را شل كرد و به كارمند جديدش اضافه حقوقي درخور توجه داد. در مدتي كوتاه حقوق ماهيانه اين كارمند چند برابر كتابدار قبلي شد كه سالها برايش كاركرده بود. اين وضع رضايت بخش به همين شكل ادامه داشت تا اين كه شوهر اين خانم به شهر ديگري منتقل شد و او نيز ناگزير شد كه كارش را ترك كند تا همراه همسرش به شهر ديگر برود. روز آخر، رييس آهسته مي گريست و به افتخار او ميهماني ناهاري ترتيب داد و چكي به مبلغي هنگفت نيز توي دستش گذاشت.
كتابدار بعدي، از اين شيوه كه مردمان و اوضاع و شرايط را نيكو بخواند و از اين طريق، نيكي را در آنها برخيزاند و بيدار كند، بي خبر بود و از قدرت جادويي تحسين و تمجيد و تأييد، هيچ نمي دانست. نتيجه اش اين شد كه رييس ديگر بار به قالب پيشين خود بازگشت و جدي و عبوس و صاحب همان لقبي شد كه سالها روي او مانده بود: "مردي كه هيچ كس نمي خواست براي او كار كند".
تقریبا همه به محض شنیدن اسم مهدی آذریزدی به یاد "قصه های خوب برای بچه های خوب" می افتند و بر عکس، یعنی از شنیدن قصه های خوب یاد آذریزدی. این همه ماندگاری در یک اثر و یک نویسنده چیزی نیست جز عشقی که در روح بلند و زلال آذریزدی نهفته بود. اتفاقی که نه بر اثر مدرک دانشگاهی و نه با تبلیغ و سرو صدای آن چنانی و فقط به خاطر زلالی و صافی پیام به وجود آمد. اما افسوس که دیگر بچه های خوب، قصه های خوب قصه گوی پیر خود را نخواهند شنید. آذریزدی هم به قصه ها پیوست...

خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) هر روز از كارگاه ها و نشستهاي نمايشگاه(سراي اهل قلم كارنامه نشر) گزارشي منتشر كرده است كه بر روي سايت اين خبرگزاري موجود است. نشاني و عنوان اين نشستها براي كساني كه نتوانستند شركت كنند در ادامه مطلب آمده است. همچنين اسلايدهاي كارگاه هاي آموزشي نمايشگاه هم بر روي وب سايت انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران قابل دسترس است.
از همكار خوب انجمن خانم بهاره طهماسبي براي گردآوري و تدوين اين پيوندها تشكر مي كنم.
اگر همه بلاگرهای این وبلاگ بتوانند در این نشست شرکت کنند و بعد از آن دیداری با هم داشته باشند خیلی عالی است. قرار بود دوستان هماهنگ کنند ولی ظاهرا فراموش کرده اند. اگر هر کسی این پیام را می گیرد با تلفن و پیامک به دیگران هم اطلاع دهد خیلی عالی است. منتظر شما هستیم.
براي دانلود برنامه ها مي توانيد از اين نشاني ها استفاده كنيد:
فايل اكسل
http://www.uplod.ir/download.php?file=166016
فايل اچ تي ام ال
http://www.uplod.ir/download.php?file=196198
بر روي نقشه بيست و دومين نمايشگاه تهران، قسمت سبز كمرنگي كه نشانگر سالن فعاليتهاي جنبي نمايشگاه كتاب است، محل برگزاري نشستها و كارگاه هاي آموزشي در طول نمايشگاه را نشان مي دهد. تقريبا نزديك محل برگزاري دو سال پيش است اگر خاطرتان مانده باشد. اميدواريم امسال مشكل پيدا كردن محل برگزاري كمتر باشد.

در نمايشگاه كتاب امسال (بيست و دومين نمايشگاه- از 16 تا 26 ارديبهشت 1388)، مانند سالهاي پيش نشستها و كارگاه هاي تخصصي در زمينه هاي كتابداري و اطلاع رساني، نشر، كتاب و ارتباطات برگزار مي شود. ليست برنامه ها فعلا در اين نشاني قابل دسترس است. به زودي بر روي سايت انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران هم قرار خواهد گرفت.
براي دانلود برنامه ها مي توانيد از اين نشاني ها استفاده كني:
فايل اكسل
http://www.uplod.ir/download.php?file=166016
فايل اچ تي ام ال
http://www.uplod.ir/download.php?file=196198
همه كتابداران و علاقه مندان مي توانند در اين نشستها و كارگاهها شركت كنند و از مباحث علمي آنها استفاده كنند براي شركت در كارگاهها گواهي صادر مي شود. خوشبختانه امسال محل بهتري را در اختيار اين برنامه قرار داده اند.
شركت در تمامي كارگاه ها و نشست ها براي همه آزاد و رايگان است.
نشاني محل برگزاري: مصلي تهران - زیر زمین غربی شبستان- سالن فعالیتهای جنبی - سراي اهل قلم (كارنامه نشر) - (براي هر گونه راهنمايي و سئوال، با اين شماره تماس بگيريد: 09124440321)
تا کنون در منابع و همایشهای مختلف کتابداری و اطلاع رسانی، به انواع امکانات و تسهیلاتی که جهت رفاه حال مراجعه کنندگان، باید در کتابخانه ها وجود داشته باشد اشاره شده است. اما امروز در کتابخانه ملی شاهد اتفاقی بودیم که ضرورت وجود یک خدمت رفاهی و ضروری دیگر در کتابخانه را به ما یادآوری کرد.
داستان از این قرار بود که یک مراجعه کننده در حال مطالعه نقش بر زمین می شود و از هوش می رود. مسئولین و مراجعه کنندگان دیگر به کمک او می شتابند و جستجوها و اطلاع گیریهای مختلف از ایشان و خانواده شان نشان می دهد که بیماری قند داشته اند و می بایست انسولین تزریق کنند. اما هر چه کیف ایشان را گشتند، انسولین در کیفشان نبود. به اورژانس هم اطلاع داده شده بود که بعد از به هوش آمدن این بنده خدا هنوز نرسیده بود. خوشبختانه چون پزشکان و دانشجویان زیادی در کتابخانه ملی در حال مطالعه بودند، سریع به کمک ایشان آمدند و ماجرا ختم به خیر شد.
اگر چه چنین ماجرایی ممکن است خیلی کم اتفاق یافتد اما به هر حال مثل خدمات آتش نشانی و اورژانس، باید همیشه برای این یک اتفاق در سال آماده بود. بر همین اساس، برای رویارویی صحیح با چنین اتفاقاتی این پیشنهادات به نظر می رسد که مفید باشند:
· در زمان عضویت افراد، سابقه ابتلای آنها به بیماریهای خطرناک یا بیماریهایی که نیاز به مراقبت ویژه دارند، سئوال شود؛
· پزشک یا تیم پزشکی برای اتفاقات غیر مترقبه این چنینی در نظر گرفته شوند؛
· امکانات کمکهای اولی، از جمله قرصها یا آمپولهای ضروری حتما در کتابخانه وجود داشته باشد؛
در صورت امکان، یک پایگاه یا شعبه اورژانس در نزدیکی کتابخانه دایر شود.
انگار همه ما عادت كرده ايم كه هر روز و هر لحظه هيجاني و جرياني برايمان پيش بيايد كه تمام و كمال ذهن و برنامه هايمان را جارو كند و يك سري برنامه ها و افكار جديد اما پريشان ساز در ذهنمان جايگزين كند. يادم مي آيد كسي تعريف مي كرد كه سالها در كتابخانه كار مي كرده و كلي از سوئتس نشريه مي خريده و علي القاعده بعد از 10 سال كار كردن مداوم بالاخره با مسئولين فروش شركت از طريق نامه نگاريهاي مختلف دوست مي شود. دست بر قضا گزارش به خارج از كشور مي افتد (البته اين قصه مال زماني است كه هنوز مردم و به خصوص كتابدارها مي توانستند بروند خارج از كشور) و وقت هم داشته و تصميم مي گيرد سري هم به دوستان راه دورش در شركت بزند. وقتي مي رود و سراغ خانمي را كه چند سال با هم مكاتبه داشته اند مي گيرد و بالاخره او را يافته و خود را معرفي مي كند، آن خانم چنان ذوق زده مي شود كه انگار يك اتفاق عجيب و غريب برايش افتاده و كلي در كل شركت صدا مي كند كه يكي از مشتريها از ايران آمده و خواسته به ما سر بزند. راوي هم تفسيرش اين بود كه آنقدر همه چيز براي آنها روتين و بر اساس حساب و كتاب است كه چنين چيزي برايشان يك امر غريب و اتفاق عچيب به شمار مي آمده.
بعد دوباره بر مي گردم به كشور خودمان و جريانات ....
روز پنجشنبه، ۲۱/۹/۱۳۸۷ نهمين شاخه استاني انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران افتتاح شد. بعد از استانهاي خراسان، اصفهان، خوزستان، لرستان، قم، فارس، مازندران و همدان اين بار نوبت كرمانشاه شد كه شاخه استاني انجمن را تشكيل دهد. دوستان كرمانشاهي، وبلاگي هم براي انجمن طراحي كرده اند كه از اين پس علاقه مندان مي توانند رخدادهاي حوزه كتابداري در اين استان را از اين طريق دنبال كنند. ضمن تبريك به اعضاي انتخاب شده شاخه كرمانشاه، اميدوارم همه كتابداران كرمانشاهي با شوق و علاقه به فعال سازي انجمن در اين استان كمك كنند.
اعضاي اصلي هيات مديره:
۱. دکتر مظفر چشمه سهرابی ۲. محمود مرادی ۳. فیض اله فروغی
۴. شهلا گنجی ۵. حمید احمدی ۶. علی اسماعیلی ۷. محمد مالمیر
بازرسان:
علي چهري، الهه ياوري و مريم فتاحي
نشاني وبلاگ:
http://ilikermanshah.blogfa.com/
آقاي دكتر حري در اين مراسم سخنراني خواهند كرد. آقاي دكتر نورالله مرادي هم به عنوان نماينده انجمن حضور خواهند داشت. بنده هم به عنوان ناظر انجمن حضور خواهم يافت.
از تمامي همكاران و دوستان كرمانشاهي خواهش مي كنيم كه حتما در اين مراسم شركت فعال داشته باشند و به ديگران هم اطلاع دهند كه شركت كنند.
همایش مديريت دانش و علوم اطلاعات: پيوندها و برهمكنشها
زمان برگزاری 26 فروردین ماه 1388
پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران و انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران با حمایت نهادهای مرتبط در نظر دارند این همایش را برگزار کنند. تمامی امور مربوط به مقالات و چکیده ها و داوری های همایش از طریق سایت همایش به نشانی http://www.km-seminar.ir صورت خواهد گرفت. برای یافتن آخرین اطلاعات همایش به همین سایت مراجعه بفرمائید.
tag cloud يا اگر بشود معادل فارسي آن يعني "توده برچسب" را پذيرفت، كليدواژه هايي هستند كه به صورت خودكار بر اساس بسامد استفاده شدن در متن يك وب، سايت استخراج مي شوند. اين برچسب ها توسط رايانه استخراج مي شوند و مي توانند به مخاطبين نشان دهند كه گرايش اصلي يك سايت يا بلاگ چيست و هر موضوع چه ارزش و اهميتي دارد. در واقع مي توان گفت كه "توده برچسب ها" روش نشان دادن اهميت موضوعات در سايتها هستند. اين برچسبها به روشهاي مختلفي مي توانند منظم شوند كه تهيه كننده مشخص مي كند. مي شود گفت كه توده برچسب ها به نوعي از روشهاي نمايه سازي به شمار مي آيند كه مسائل ربط و رتبه بندي در آنها نمود پيدا مي كند.
در زير بخشي از "توده برچسب" مربوط به سايت آقاي دكتر علي شيري به عنوان نمونه ديده مي شود. چنانكه ملاحظه مي شود، موضوعات مهم بر اساس بسامد استفاده شان درشت تر و هر چه از اهميت آنها كاسته شده است به صورت كوچك تر نشان داده شده اند. با كليك بر روي هر واژه مي توانيد سايتهاي مرتبط با آن موضوع را ملاحظه كنيد. در اينجا نمونه هاي بيشتري را مي توانيد ملاحظه كنيد.
اگر علاقه مند هستيد كه براي سايت يا بلاگ خود، توده برچسب تهيه كنيد از اين سايت استفاده كنيد.
Service Shiri Social Society Special Stanford Strathclyde classification cloud design .design engineering. developed developing development digital .digital libraries
در حال وبگردي به اين بخشنامه آموزش و پرورش در خصوص تجهيز كتابخانه هاي مدارس برخورد كردم. اگر چه تاريخ بخشنامه كمي قديمي است، اما توجه به اين مساله و تلاش براي تجهيز كتابخانه هاي مدارس برايم جالب بود. اولين سئوالي كه برايم پيش آمد اين بود كه اين ۲۰۰ كتابي كه براي هر كتابخانه در نظر گرفته شده است، بر اساس چه نيازسنجي انتخاب و توزيع شده است؟ آيا بازهم كتابهاي خوب و مقدس، اما بلا استفاده اي، چون نهج البلاغه، تفسير الميزان و اصول فلسفه و روش رئاليسم در تك قفسه هاي كتابخانه هاي مدارس جاي خواهد گرفت؟
اين هم اصل مطلب:
می خواهم مطلبی در مورد فهرستنویسی منابع کتابخانه ملی ایران بنویسم اما نمی نویسم.
به دو دلیل. اول اینکه نباید نمک نشناسی کنم. همکاران کتابخانه، زحمات زیادی می کشند و فضایی برای استفاده ما ایجاد می کنند که جای تقدیر و تشکر دارد و به نوعی نمک گیر کتابخانه ملی هستیم.
دلیل دوم و مهمتر. از سربند آن دفعه ای که به خاطر مطلبی در فتوبلاگ کتابداری به حراست کتابخانه ملی فراخوانده شدم و مورد بازجویی قرار گرفتم و آخر هم آن پست را پاک کردم، دیگر سعی می کنم آسه بیام و آسه برم.
فقط می نویسم که فهرستنویسی منابع کتابخانه ملی ایران مشکل دارد.
در مورد راست و دروغش هم خودتان بررسی کنید و قضاوت کنید.
برخي از اصطلاحات در كتابداري و اطلاع رساني رايج است كه به دليل كثرت استعمال براي كتابداران عادي شده اما غير كتابداران هميشه با آنها مشكل دارند. با اين موضوع در كلاسهاي ترم اول يا كلاسهايي كه براي غير كتابداران برگزار مي شود و قرار است با كتابداري آشنا شوند خيلي برخورد مي كنيم. واقعا در مورد اصل و نصب و دليل به كارگيري اين واژه ها هم مستنداتي موجود نيست. برخي از اين اصطلاحات به شرح زير هستند:
تنالگان
فروست
وجه تسميه عام
ديسه نما
رف برگه
كتاب فلسفه كتابداري و اطلاع رساين نوشته سركار خانم فاطمه (بهار) رهادوست به عنوان اثر برگزیده کتاب فصل در بخش كليات ( حوزه کتابداری و اطلاع رسانی) انتخاب شد.
اين انتخاب ارزشمند را به ايشان و جامعه كتابداري و اطلاع رساني ايران تبريك مي گوئيم.
سال گذشته هم كتاب "اصطلاحنامه پزشكي فارسي" ايشان به عنوان كتاب سال انتخاب شد.
اصل خبر: http://www.ibna.ir/vdcdxo0x.yt0fk6a22y.html
حاشيه: اين انتخاب در سكوت و بدون آگاهي رساني و پخش اخبار آن صورت گرفت. به جز ميلي كه آقاي دكتر منصوريان به گروه بحث كتابداري ارسال كردند، خبر ديگري در مورد آن پخش نشد. در حالي كه اين اتفاق، رويداد مهمي براي كتابداري و اطلاع رساني كشور است كه همه از مظلوميت و مهجوريت آن گله مي كنند. شايد يكي از دلايل آن، درگيري دانشجويان در امتحانات پايان ترم و كارشناسي ارشد پزشكي باشد.
برخي مطالب مرتبط با اين اثر:
فلسفه کتابداری و اطلاع رسانی در دائره المعارف آنلاین کتابداری
تیشه کتابداری در بیستون اطلاع رسانی در همشهری آنلاین
به بهانه مطالعه " فلسفه كتابداري و اطلاع رساني" نوشته فاطمه رهادوست
آقای دکتر مرادی مطلبی را ذکر کردند و فرمودند که حاضرند با دلیل و مدرک آن را ثابت کنند. مساله ای که مطرح کردند واقعا تامل برانگیز است. مطلب این بود:
"کتابداری ایران در سال ۱۳۵۵ که فقط ۱۰ سال از عمر رسمی آن گذشته بود، اگر نگوئیم دوشا دوش کتابداری آمریکا حرکت می کرد به جرات می توانیم بگوئیم سایه به سایه آن حرکت می کرد".
الان وضعیت کتابداری و اطلاع رسانی ایران چگونه است؟
در نمایشگاه کتاب نشستی با عنوان "وبلاگ نويسي براي كتابداران مساجد" به دعوت و میزبانی ستاد عالی مساجد کشور و به همت آقای ابوالفضل هاشمی و امیر مغربی برگزار شد. قبل از این نشست فرصت کوتاهی بود تا با سرکار خانم پاکدامن در مورد پایان نامه ایشان که به موضوع "وبلاگهای کتابداری و اطلاع رسانی در ایران" اختصاص دارد صحبت کنیم. در مورد قدیمی ترین وبلاگ فعال کتابداری و اطلاع رسانی به زبان فارسی صحبت کردیم. تا جایی که جستجو کرده ام و به گواهی این آرشیو، وبلاگ من با عنوان "فهرستنویسی منابع اینترنتی" قدیمی ترین وبلاگ فعال در این حوزه است. البته وبلاگهای دیگری نیز قبل از آن بوده اند مانند این وبلاگ که ۲ روز قدیمی تر از وبلاگ بنده است و فقط ۳ یادداشت داشته و بعد تعطیل شده است.
خودم هنوز در این زمینه مطمئن نیستم و می خواهم از دوستان خواهش کنم که اگر وبلاگی قدیمی تر از این وبلاگ می شناسند که هنوز هم فعال باشد، لطف کرده و معرفی فرمایند.
برنامه خبرگزاري كتاب اين بود كه تمامي نشستهاي و كارگاههاي آموزشي كه در سراي اهل قلم كارنامه نشر با مشاركت خانه كتاب ايران، انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران و اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني ايران (ادكا) برگزار مي شود را به طور كامل گزارش كند. اما برخي از اين برنامه ها از قلم افتاده است. کسانی که علاقه مند به موضوعات مطرح شده هستند می توانند در نشانی های زیر گزارشهای این نشستها را بخوانند.
|
عنوان كارگاه |
نشاني خبر |
|
مباني نقد كتاب |
|
|
پادكست |
|
|
مقدمات خبرنگاری |
|
|
آر.اِس.اِس. |
همه كساني كه مي خواهند در امتحاناتي چون كارشناسي ارشد، دكتري يا آزمونهاي پايان ترم شركت كنند مي توانند در اين برنامه شركت كنند.
محل برگزاري: نمايشگاه بين المللي كتاب - سالن نهادها و سازمانها - سراي اهل قلم كارنامه نشر - بالاي سالن كودك و نوجوان
شركت در كارگاهها و نشستها براي همه آزاد و رايگان است.
امسال هم مانند سال گذشته، همزمان با نمايشگاه بين المللي كتاب تهران (12-22 ارديبهشت 1387 - مصلي تهران) نشستها و كارگاه هاي تخصصي در زمينه هاي كتابداري و اطلاع رساني، نشر، كتاب و ارتباطات برگزار مي شود. اين برنامه حاصل همكاري خانه كتاب ايران، انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران و اتحاديه انجمن هاي علمي دانشجويي كتابداري ايران (ادكا) است. ليست برنامه ها بر روي سايت انجمن و از طريق نشاني هاي زير قابل دسترس است:
http://www.ilisa.ir/NewsDes.jsp?NewsID=icjc-lhtq-xkga
http://www.2shared.com/file/3218307/333eae14/Meeting_and_workshops_-_Book_fair_1387.html
از همه كتابداران عزيز و علاقه مندان دعوت مي كنيم حتما به محل برگزاري اين نشستها سري بزنند و از كارگاه ها و گفتگوهاي علمي استفاده كنند.
شركت در تمامي كارگاه ها و نشست ها براي همه آزاد و رايگان است.
محل برگزاري:
نشاني محل برگزاري: مصلي تهران - طبقه دوم رواق شرقي - سالن سازمانها و نهادها - سراي اهل قلم (كارنامه نشر) - بالاي ستاد نمايشگاه - (براي هر گونه راهنمايي و سئوال با اين شماره تماس بگيريد: 09124440321)
سه حوزه موزه ها، کتابخانه ها و آرشیوها، دارای وجوه اشتراک زیادی هستند. مهمترین وجه اشتراک آنها، تلاش برای ذخیره سازی بهینه داده های مربوطه به منظور پاسخگویی سریع و دقیق به درخواستهای کاربران است. اما هر حوزه به فراخور محیط و نیازها و صد البته دانش و تعصب پیشکسوتان، راهی ویژه برای این وظیفه انتخاب کرده است. اما الزامات محیط دیجیتالی، همگرایی این شیوه ها را می طلبد. اخیرا مقاله ای خواندم که به همین موضوع پرداخته و در این جدول ساده اما پر مفهوم، داده های این سه حوزه را از نظر ساختار،محتوا، قالب و تبادل مقایسه کرده است. جدول را در اینجا می آورم و اصل ماجرا را به مطالعه اصل مقاله توسط علاقه مندان موکول می کنم.

دوستی كه دانشجوي دكتري كتابداري و اطلاع رساني در انگلستان هستند، مطلب جالبي را به گروه IranKIS ارسال كرده اند كه به نظرم رسيد مي تواند براي ساير دوستاني كه عضو اين گروه نيستند نيز جالب باشد.
****
با سلام
دوست همکلاسی ای چند روز پیش دو مفهومی را به من معرفی نمود که قبلا نشنیده بودم. یکی واژه مولف شبح است که به کسانی اطلاق می شود که در نگارش یک اثر علمی (معمولا مقاله) نقش دارند اما اسم آنها به عنوان مولف ذکر نمی شوند به عنوان مثال کسانی که به عنوان یک حرفه در ازای دریافت پول اثری را خلق می کنند که به نام آنها منتشر نمی شود.
دیگری واژه مولف پیشکشی یا اهدایی است که به کسی اطلاق می شود که در نگارش یک اثر مشارکت چندانی که شایسته شمول او به عنوان مولف باشد انجام نمی دهد اما اسمش به عنوان مولف روی اثر قرار می گیرد. مثل دانشجویی که اسم استاد راهنما را صرفا به خاطر احترام روی مقاله اش قرار می دهد در صورتی که وی نقش چندانی در نگارش مقاله یا انجام تحقیق نداشته است.
امروز نیز به اصطلاح دیگری در حوزه نشر و کتابسنجی برخوردم که زیبای خفته است. زیبای خفته به مقاله ها یا آثار علمی ای گفته می شود که پس از نشر برای مدتی طولانی مورد توجه جامعه علمی مربوط قرار نمی گیرند اما سالها بعد ناگهان در اثر یک اکتشاف علمی جدید یا به دلایل دیگر ارزش آنها اشکار می شود و مورد استفاده قرار می گیرند. در مطالعات کتابسنجی هر از گاهی زیباهای خفته ای یافت می شوند که استناد به آنها سالها پس از نشرشان ناگهان سیر صعوی پیدا می کند. یکی از مثالهای معروف آثار مندل در زمینه ژنتیک گیاهان است که درسال 1865 منتشر شد اما 35 سال بعد ارزش واقعی آنها توسط جامعه علمی کشف شد و مورد استفاده قرار گرفتند. از اینرو پدیده زیبای خفته را در مطالعات کتابسنجی، سندرم مندل نیز می نامند.نمونه دیگر آن آثاری است که در طول جنگ جهانی دوم در مورد سایبرنتیک نوشته شدند اما به دلیل آنکه از زمان خود فراتر بودند مورد استفاده قرار نگرفتند تا اینکه پس از کشف ترانزیستورهای سالید استیت در دهه شصت ارزش انها آشکار شد.
معادلهای فارسی دو واژه اول از خود من بود و احتمالا معادلهای زیبا و یا صحیحی نیستند. شاید در متون فارسی کسی قبلن معادل بهتری به کار برده باشد که من اطلاع ندارم.
مولف شبح: ghost author or ghostwrite
مولف پیشکشی: gift author
زیبای خفته: sleeping beauty
مندل: G. Mendel
موفق باشید
http://wikimania2008.wikimedia.org/wiki/Scholarships
آشنایی با ویکی مانیا: http://wikimania2008.wikimedia.org/wiki/Main_Page
کتابخانه ملی ایران مجموعه ای زیبا از کاریکاتورهای مرتبط با کتاب را بر روی سایت خود قرار داده است که نمی دانم آیا تا به حال آنها را دیده اید یا خیر؟ به هر حال برای دیدن و لذت بردن از آنها می توانید به اینجا سری بزنید.


اینهم عكسي از پوستر جشنواره:

http://new.iranupload.net/photo/img/13932221a2a8d1093811a36281f71432/Image003.jpg
شنیده ها حاکی از آن است كه دو كتابدار براي نمايندگي مجلس كانديد شده اند و خوشبختانه صلاحيت آنها هم تاييد شده است. به طور كلي كتابداران چندان گرايشي به پستها و فعاليتهاي سياسي ندارند. بنده فقط آقاي دكتر فدايي عراقي را از جامعه كتابداري مي شناسم كه قبلا نماينده مجلس بوده اند. اما اينكه دليل آن چيست و اين عدم گرايش به فعاليتهاي سياسي چقدر بر كتابداري و اطلاع رساني در ايران تاثير گذاشته است، از مسائلي است كه مي تواند مورد بررسي قرار بگيرد. اينكه سياست و سياست بازي خوب است يا بد؟ آدمها در سياست به دنبال چه چيزي هستند؟ بي پدر و مادري سياست و مسائلي از اين دست، اولين چيزهايي است كه احتمالا به ذهن همه خطور كرده و احيانا در نظرات اين پست خواهد آمد. من اصلا قصد پرداختن به مسائل سياسي و فكر كردن به انتخابات را ندارم. اما با شنيدن اين موضوع به نظرم رسيد كه اگر جامعه كتابداري و اطلاع رساني نماينده يا نمايندگاني در مجلس داشته باشد، اين موضوع چقدر مي تواند به فعاليتهاي كتابداري و اطلاع رساني كمك كند؟ شايد دريچه اي براي رفع مشكلات اين رشته، از جمله ناشناختگي آن در سطح جامعه باز شود.
كتابداراني كه كانديد شده اند و حوزه نمايندگي آنها عبارتند از:
افشين موسوي چلك - قائمشهر و سوادكوه و جويبار
مظفر چشمه سهرابي - كرمانشاه
براي اين عزيزان آرزوي موفقيت داريم.
دوستان ارجمند، کتابداران گرامی
با احترام، از جنابعالی و همراهان دعوت میشود تا در مراسمی که به مناسبت چهل و پنجمين سالگرد تأسيس شورای کتاب کودک برگزار میشود، شرکت فرماييد.
ضمناً در اين مراسم از طرف انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ايران لوح تقديری به بانوی فرهيخته سرکار خانم ميرهادی، به پاس سالها تلاش ايشان در حوزه کتاب کودک و هشتادمين سال تولدشان، اهدا خواهد شد.
زمان: يکشنبه 28/11/86 ساعت 3 بعد از ظهر
مکان: تالار کتابخانه عمومی حسينيه ارشاد
به اميد ديدار
از طرف دبير شورای کتاب کودک
نوش آفرين انصاری
اما تا رفع این مشکل، می توانید نشانی وبلاگ را (http://libphotos.blogfa.com) در موتورهای کاوش وارد کرده و پس از بازکردن نتیجه جستجو به بخشهای مختلف وبلاگ دسترسی داشته و بتوانید از آن استفاده کنید. از دوستان نویسنده وبلاگ هم خواهش می کنم که حتما عکسهای جدید خود را در وبلاگ درج کنند و از تعطیلی آن جلوگیری کنند.
پی نوشت بدون حتی نیم درصد سوگیری: نمی دانم آیا عدم نمایش این وبلاگ با احضار یکی از نویسندگان آن به حراست یکی از نهادهای دولتی ارتباطی دارد یا خیر؟
لازم به ذكراست مجله پژوهش و سازندگي داراي رتبه علمي- پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بوده و مقالات مندرج در آن از امتيازات لازم برخوردار خواهند شد.
لطفا در صورت هرگونه سئوال يا نياز به توضيح بيشتر با شماره تلفن 22419710 يا نشاني الكترونيكي reza.bahman@gmail.com (آقاي عليرضا بهمنآبادي) تماس حاصل فرمايند.
موضوعات قابل پذيرش:
- نيازهاي اطلاعاتي حوزه كشاورزي
- رفتارهاي اطلاعيابي كاربران بخش كشاورزي
- اطلاعسنجي، علمسنجي، وبسنجي، و كتابسنجي در علوم كشاورزي
- خدمات اطلاعرساني كشاورزي و فنآوري (شامل مجموعه سازي، سازماندهي، و اشاعه اطلاعات)
- نظام اطلاعرساني كشاورزي
- مديريت اطلاعات و مديريت دانش در مراكز و سازمانهاي كشاورزي
- خدمات اطلاعرساني در حوزه دانش بومي
- جنبههاي كاربردي اينترنت در بخش كشاورزي و تحقيقات مربوط به آن
- آموزش و پژوهشهاي اطلاعرساني كشاورزي
- منابع سازماني ( انساني، مالي، تجهيزات، و امكانات) در حوزه اطلاعرساني كشاورزي
- ارزيابي فعاليتها و خدمات نهادهاي اطلاعرساني در مؤسسات و مراكز تحقيقاتي كشاورزي
- اطلاعرساني كشاورزي و توسعه پايدار روستايي
- اطلاعرساني و توسعه پايدار كشاورزي
- اقتصاد اطلاعات در بخش كشاورزي
*******
به اطلاع تمامی دوستان و همکاران گرامی می رساند که برنامه سالگرد شورا به دليل بارش شديد برف لغو شده است. بارش برف به حدی شديد است که تقريبن عبور و مرور در سطح شهر امکان پذير نيست و ما هم امروز موفق به رفتن به محل کارمان نشديم. اميدوارم اين پيام به نحو مقتضی به اطلاع همه دوستان برسد. از دوستان خواهش می کنم به هر نحوی که می توانند اين پيغام را منتشر کنند. تلفن، اس ام اس، وبلاگ، وب سايت و...
از طرف کميته برگزاری سالگرد شورا

*****
به نام خدا
دوستان عزيز، دانشجويان و كتابداران ارجمند
با سلام و احترام
از سوي هيات مديره شوراي كتاب كودك از شما و همراهان دعوت مي شود در مراسم سالگرد تاسيس شوراي كتاب كودك شركت بفرماييد.
زمان يكشنبه 16/10/86 ساعت 3 تا 7 بعد از ظهر
مكان: تالار كتابخانه عمومي حسينيه ارشاد
ادرس: خيابان دكتر شريعتي، نرسيده به ميرداماد
نوش آفرين انصاري
دبير شوراي كتاب كودك
مشاوره و تهیه مقالات و پایان نامه های دانشجویی (مقاطع لیسانس تا دکتری)
- ترجمه مقالات و پایان نامه ها
- چاپ مقالات در مجلات ISI
- تهیه پروژه های دانشجویی
- تهیه پروژه های نرم افزاری
- تهیه پروژه های نرم افزاری روی موبایل(J2ME)
در خصوص چاپ مقالات در مجلات ISI، هزینه های مربوطه بعد از Accept مقاله دریافت می شود.
- انجام هر گونه برنامه نویسی با تکنولوژی Net, Java
کلیه خدمات با هزینه بسیار نازل و با کیفیت بالا انجام می گیرد.
( البته كاملا بدون سوگيري و تبليغات براي اين سايت يا شركت)
مقاله اي ارائه شد با عنوان "کاربرد فناوري فشار در ذخیره و بازیابی اطلاعات پزشکی". سئوالي پيش آمد در مورد برابر نهاد فارسي براي عبارت "Push thechnology
پيشنهادها:
فناوري خواستني (زين العابديني)
فناوري اطلاع خواهي (زين العابديني)
فناوري فراخوانده (دكتر منصوريان)
فناوري گزينشگر (دكتر منصوريان)
فناوري هلشي (زره ساز در كتابي كه قبلا ترجمه كرده اند)
فناوري اشاعه گزينشي اطلاعات (خانم رهادوست)
روز دانشجو بر همه دانشجويان به خصوص دانشجويان كتابداري عزيز مبارك باد.

بالاخره بعد از فراز و نشیبهای فراوان، کتابی که مدتها بود منتظرش بودیم منتشر شد. کتاب "فلسفه کتابداری و اطلاع رسانی" نوشته سرکار خانم "فاطمه (بهار) رهادوست" توسط انتشارات کتابدار روانه بازار شده است. این کتاب از جمله کتابهایی است که سالهای سال، افراد مختلفی درباره لزوم وجود آن صحبت کرده اند ولی کسی همت تهیه آن را نداشت. سرکار خانم رهادوست یکسال به صورت تمام وقت برای نگارش کتاب تلاش کردند و البته از سالها پیش مطالعه و پژوهش در این زمینه را آغاز کرده بودند. به جرات می توان گفت در سطح بین المللی هم چنین کتابی در این زمینه نداریم (یا حداقل جستجوها چنین نشان می دهد). کتابهای زیادی در خصوص مباحث بنیادی این رشته منتشر شده اند اما با این عنوان و محتوی کتابی را سراغ نداریم. دانش گسترده و عمیق و مطالعات خارج از حوزه کتابداری نویسنده کتاب و احاطه ایشان به مطالب مورد بحث، باعث شده است که کتاب نه تنها برای حوزه کتابداری و اطلاع رسانی، بلکه برای پژوهشگران حوزه های دیگر نیز کاربرد داشته باشد.
در این کتاب پاسخ بسیاری از پرسشها با رویکردی علمی و مبتنی بر شواهد معتبر داده شده است. ضمن خسته نباشید به سرکار خانم رهادوست، امیدوارم موضوعات طرح شده در کتاب بتواند پاسخ پرسشهای کهنه و بی پاسخ کتابداران را بدهد. برای دسترسی به فهرست مندرجات و سخن آغازین کتاب ادامه مطلب را ببینید.
"هو"
حرف های ما هنوز نا تمام
تا نگاه می کنی وقت رفتن است
باز هم همان حکايت هميشگی
آی ای دريغ و حسرت هميشگی...
ناگهان چقدر زود دير می شود...
به قول شاملوی بزرگ، "فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه..." و خبری بسيار تکان دهنده، قيصر امين پور هم رفت. هنوز "خدايش بيامرزد" برايم غريب و ناباور است. چهره تکيده اش در آخرين ديدارمان به يادم می آيد، که انگار درد جزئی از آن شده بود. دعوتش کردم به همشهری هايش در دانشگاه چمران سری بزند، گفت که به خاطر کليه هايم نمی توانم سفر کنم. اما هنوز باورم نمی شود که بزرگمرد عرصه ادبيات، که به جرأت می توانم او را گوهر يکدانه ادبيات معاصر بنامم، از دنيای ما رفته باشد.
امين پور را از سال های نوجوانی می شناسم، از سال هايی که غزل ها و رباعی هايش رنگ ديگری به ادبيات رنگ باخته دهه شصت داده بود. او یکی از اولین کسانی بود که همزمان با مرحوم سلمان هراتی، به ادبیات نوجوان توجه ویژه ای کرد و برای آنها شعر گفت.
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد/ بی تو حتی مهربانی حالتی از کينه دارد...
چهارده سالم بود و مجله سروش نوجوان را مشترک بودم، يک روز نامه ای برايش نوشتم و پست کردم، در نهايـت ناباوری حدود دو هفته بعد، جواب نامه ام را به همراه يک نسخه از جديدترين کتاب شعرش - مثل چشمه مثل رود- که برای نوجوانان سروده بود، برايم پست کرده بود. حرف هايی که در آن نامه برايم نوشته بود، هنوز تا هنوز است در عالم شعر و ادبيات به کارم می آيد.
نمی دانم چطور می شود تاب آورد از دست دادن چنين کسانی را... هر بار که تکرار می شود، به سختی اولين تجربه از دست دادن يک دوست خوب است....
چشمان تو را غباری از خواب گرفت/ درد آمد و از دست دلم تاب گرفت
اين بود پس از تو کار چشمم ای دوست/ يک عمر نشست و آب را قاب گرفت.
روحش شاد
8/8/86
رويا مکتبی
استفاده کنندگان از کتابخانه ملی در صبح پنجشبنه با دوربین ها، نورافکنها و رفت و آمدهای فراوان عوامل فیلم برداری رو به رو شدند و در ذهن همه این پرسش شکل گرفت که آیا قرار است در کتابخانه ملی سریال یا فیلمی تهیه شود؟ ما هم نتوانستیم این اتفاق میمون را در فضای کتابخانه نادیده بگیریم و از عوامل در این خصوص جویا شدیم.
پاسخ این بود که قرار است تمامی فعالیتها و قسمتهای کتابخانه ملی در یک فیلم مستند به همگان معرفی شوند. کارگردان این فیلم مستند آقای مجتهدی است و دست اندر کاران تهیه ان، همه از عوامل حرفه ای صدا و سیما هستند. قرار است این فیلم به صورت کلی تهیه شود و از شبکه های مختلف پخش شده یا مورد استفاده فیلمهای دیگر قرار گیرد.
چنین ایده ای و به تصویر کشیدن تمامی فعالیتهای کتابخانه ملی که میراثی است ملی و فرهنگی بسیار خوب است و امیدواریم که کسری بودجه کتابخانه به کیفیت آن لطمه ای وارد نکند.
یکی از جذاب ترین موقعیت های (لوکیشن های) فیلمهای خارجی برای ما کتابداران، همان صحنه هایی است که در محیط کتابخانه یا در جستجوی اطلاعات از کانال کتابخانه اتفاق می افتد. همیشه چنین ایده ای داشتم که اگر بشود کاری پژوهشی بر روی تمامی صحنه های فیلمها و کارتونهای معروف که در محیط کتابخانه یا در ارتباط با کتابخانه اتفاق می افتد انجام داد، چقدر عالی می شد. تا اینکه آقای حسینی چند وقت پیش در این زمینه در وبلاگشان مطلبی را نوشتند که می توانید اینجا آن را ببینید. آنهایی که سریال "جواهری در قصر" (یانگوم) را می بینند شاید توجه کرده باشند که هرجا همه درمانده می شوند و دیگر کاری از دستشان بر نمی آید به کتابخانه ای به سبک و سیاق خودشان مراجعه می کنند. و جالب اینکه در اکثر موارد هم در کنار همه فعالیتهای عملی پزشکی، مطالبی که از لابه لای کتابهای کتابخانه به دست می آید راهگشا است. به نظر شما آیا این شیوه عملی و غیر مستقیم معرفی کتابخانه و فعالیتهای آن، بهتر از هر بروشور و کارگاه آموزشی نیست؟
از اول هفته تا روز چهارشنبه كلي فكر كردم و برنامه چيدم كه در روزهاي پنجشنبه و جمعه در محيط دلپذير كتابخانه ملي انجام دهم. اما اين خبر را كه شنيدم اول شوكه شدم و باورش نكردم اما وقتي ساعات كاري جديد كتابخانه ملي را بر روي سايت سازمان ديدم، فهميدم كه واقعيت دارد. همانطور كه ملاحظه مي فرمائيد كتابخانه ملي در پنجشنبه و جمعه تعطيل شده و ساعات كاري هم به شدت كاهش يافته است.
حاشيه بدون سوگيري ( با حفظ حق مولف): شنيده ها حاكي از آن است كه ماه رمضان شروع خوبي است براي برنامه هاي بلند مدتي چون تعطيلي بعضي از روزها در سال، اما ظاهرا اصل قضيه اين است كه كفگير پرداخت اضافه كاري به كاركنان كتابخانه به ته ديگ خورده است. اميدواريم كه چنين نباشد و اين مكان فرهنگي بتواند مانند گذشته خدمات خود را در روزهاي تعطيل ارائه كند. اگر از دوستان كتابخانه ملي كسي در اين خصوص اطلاع موثقي دارد لطفا آگاهي رساني كند.
****
|
ساعات كار جديد كتـابخانـه ملـي اعلام شد ساعات كار تالارهاي مطالعه كتابخانه ملي در تمامي ايام هفته از ساعت 9 صبح الي 14 اعلام شد. بر اساس اطلاعيه سازمان اسناد و كتابخانه ملي، بر اساس مصوبه هيئت دولت در ايام ماه مبارك رمضان تمام بخشهاي سازمان اسناد وكتابخانه ملي از جمله تالارهاي مطالعه كتابخانه ملي و تالارهاي پژوهش اسناد ملي از ساعت 9 صبح تا 14 فعاليت خواهند كرد. بر اساس بخش ديگري از اين اطلاعيه نيز كتابخانه ملي در ايام پنج شنبه ، جمعه و همچنين تعطيلات رسمي نيز تعطيل مي باشد. |
بعد از پست قبلي در مورد مجله اطلاع شناسي كه واكنشها و بازخوردهاي متنوعي در پي داشت بايد به اطلاع دوستان برسانم كه خوشبختانه شماره هاي جديد اين مجله منتشر شده است كه در ادامه مي توانيد فهرست مندرجات آنها را ملاحظه بفرمائيد.
در ضمن شماره بعدي اين مجله به موضوع "تفكر و انواع آن و ارتباط آن با كتابداري و اطلاع رساني" (عنوان دقيق نيست اما موضوع همين است) اختصاص يافته است. انواع تفكر مانند تفكر تحليلي، انتقادي، استعاري، خلاق و... مي توانند در اين ويژه نامه طرح شده و مورد بررسي قرار گيرند. كساني كه علاقه مند به ارائه مقاله براي اين ويژه نامه هستند مي توانند به قسمت پذيرش مقاله در سايت اطلاع شناسي مراجعه كنند.
لازم است توضيحي در مورد پست قبلي بدهم تا برخي از ابهامات پيش آمده برطرف شود:
- درج آن مطلب به معناي تعطيلي اين مجله نبود و دوستاني كه مقاله اي براي انتشار به مجله داده اند نگران نباشند و از پيگيري و طرح مجدد اين موضوع با دست اندركاران مجله خودداري كنند؛
- قصد اصلي، پرداختن به يكي از مهمترين مسائل انتشار مجلات مستقل تخصصي به صورت عام و مشكل مجله اطلاع شناسي به طور خاص بوده است؛
- دوستان فراموش نكنند كه حمايت از اين مجله يا نوشتن در مورد آن به هيچ وجه جنبه تبليغ يا قرار دادن اين مجله در مقابل ساير مجلات ندارد و منظور عطف توجه ويژه به اين مجله و مشكلات موجود آن بوده است كه اگر هر مجله ديگري هم چنين وضعيتي داشته باشد، وظيفه همه حرفه مندان اين حوزه است كه از آن حمايت كنند؛
- اين مجله همچنان به حمايت همه علاقه مندان نياز دارد. بنابراين بهتر است همگي، همچنان پرونده پشتيباني از مجله را در ذهنمان باز نگاه داشته و براي آن تلاش كنيم.
حتما مجله اطلاعشناسي را همه مي شناسيد. مجله اي كه دير آمد ولي زود درخشيد. انتشار اين مجله را ميتوان نقطه عطفي در فعاليتهاي علمي كتابداري و اطلاع رساني ايران به شمار آورد. تجمع تجربه و دانش اداره كنندگان اين مجله، به سرعت آن را به يكي از نشريات طراز اول كتابداري و اطلاع رساني كشور بدل كرد. رويكرد نو، هم به محتوي و هم به شكل فيزيكي ارائه مجله، به گونه اي آن را از ساير مجلات اين حوزه متمايز كرده است. جالب تر اينكه، اين مجله مرزهاي مرسوم حوزه كتابداري و اطلاعرساني را در نورديد و طبق شنيده ها و ديده ها، توسط افرادي از حوزه هايي خارج از كتابداري و اطلاع رساني هم مورد مطالعه قرار مي گيرد.
چند وقت پيش با سرکار خانم دکتر نشاط، سردبير محترم مجله اطلاع شناسي صحبت ميکرديم.
(ادامه مطلب فراموش نشود)
امروز شنبه است، روز تولد حضرت علی است، همه جا تعطیل است. گرمای تابستان، به قول استاد جمالزاده بی پیرانه بر همه جا گسترده است و کسی را تاب تحمل آن نیست. اما جایی که من هستم، خنک و مطبوع است، آرام است، زیبا است، امکانات نسبتا خوبی دارد، کتاب زیاد دارد و جا برای همه هست...
بله اینجا کتابخانه ملی است. در این روز گرم و تعطیل خیل مشتاقان قابل ملاحظه هستند. اینجا دود نیست، سر و صدا نیست، کسی نمی گوید به کتابها دست نزن، نداریم، برو بیرون. اینجا یک کتابخانه عمومی در یکی از محلات تهران یا شهرستانها نیست و فضای ترس آلود کتابخانه کودک نیست. دیروز هم جمعه بود و اینجا بودم و بازهم همین اشتیاق و همین خیل مشتاقان. همه کتابدارها دغدغه مراجعه و کمی استقبال را دارند. اما اینجا وضع فرق می کند. همه میآیند، دانشجو، فارغالتحصیل، پژوهشگر، علاقه مند به مطالعه، حتی کودکان. از خود می پرسم مگر اینجا چه دارد؟
و در پاسخ می شمارم:
- فضایی زیبا و دل انگیز
- کتابهایی برای هر قشر با پاسخی برای هر سئوال
- میز و صندلی هایی راحت، زیبا و استاندارد
- چراغی برای مطالعه
- محلی برای اتصال رایانه شخصی به شبکه و استفاده بی انتها از اینترنت
- رایانه هایی برای آنانی که رایانه شخصی ندارند
- مبلمانی راحت برای استراحت یا مطالعه آنهم به تعداد زیاد
- کافی شاپی برای رفع خستگی
- آبسردکنهایی پر از آب و جا لیوانیهایی همیشه پر از لیوان تمیز (البته یک بار مصرف به معنای واقعی)
- و در کنارت افرادی در حال مطالعه که اگر هم نخواهی بخوانی آنها تو را به شوق خواندن می آورند.
- و.....
اگر چه اینجا ایده آل نیست و در پستی در همین وبلاگ از اشکالاتش نوشتهام. اگرچه هنوز خیلی از کتابهایش در کارتن است و سازماندهی ندارد و کتابی را دیده ام که جلد 1 آن در کتابخانه ملی و جلد دوم آن در کتابخانه عمومی جنب کتابخانه ملی است. اگر چه هنوز هم هراز چندگاهی کسی سرکی می کشد ومی گوید خانم به قسمت خانمها برو و آقا از قسمت خانمها برخیز. اگر چه نگهبانانی محترم اما غریبه با کاربران فرهنگی دارد، و اگر چه کتابدارانی دارد که قدر فرصتها را نمی دانند و به جای مطالعه به چرت زدن می پردارند.
اما خوب است. خیلی خوب است. آرمان شهر نیست. اما باید تشکر کرد. اول از آنهایی که بلند نظرانه اینجا را ساختند. آنهایی که با دیدی وسیع فکر کردند که کتابخانه ملی ایران باید نماد فرهنگ ایران باشد و به بهانه صرفه جویی ظاهری، بن و بنیاد این مکان مقدس را به باد ندادند. و هم از آنانی که الان آبسردکن ها را پر از آب می کنند و شبکه اینترنت را بر پا می دارند و به کاربران کتابخانه و شهروندان فرهنگی این بخش فرهنگی کشور احترام می گذارند. اینها یعنی رضایتمندی کاربران که ده ها پایاننامه و مقاله و کتاب در باب آن نوشته ایم و دیده ایم. اینها یعنی همه اسباب اسایش فکری مهیاست تا چند ساعتی بخوانی، بنویسی، وبگردی کنی یا در فضایی کتابانه و فرهنگانه استنشاق کنی.
و با خودم میگویم اگر همه کتابخانه هایمان این چنین بود......
بالاخره هري پاتر به خط پايان رسيد و انتشار هفتمين و آخرين جلد اين مجموعه، تكليف زندگي و آينده او و هوادارانش را روشن كرد. به جرات مي توان "هري پاتر" را يكي از پديده هاي آغاز قرن بيستم به شمار آورد. اتفاقي كه در دنياي پر از رسانه هاي رنگارنگ و جذاب، همه تئوريهاي گذشته در مورد كتاب و كتابخواني را به چالش كشيد. چه كساني كه با آن زندگي را آغاز كردند و چه كساني كه با غم و غصه هاي آن غمگين شدند. به هر حال اينها از همان معجزه هايي است كه اعتقاد داريم فقط از كتاب بر مي آيد. خوشبختانه تب كتابخواني و هري پاتر خواني به ايران هم سرايت كرده و همزمان با سراسر دنيا، اين كتاب اعجاب انگيز در تهران نيز توزيع شد. آنهم ساعت ۳۰/۲ بامداد.

پديده هري پاتر پديده ايست كه بايد در مورد آن بسيار تامل كرد و باور كرد كه بازهم مي توان نوشت و با نوشته ها دنيا را تغيير داد. شما هم در مورد هري پاتر بنويسيد.
براي دسترسي به اطلاعات بيشتر در اين مورد به اينجا مراجعه كنيد.
http://www.sharghnewspaper.ir/Released/86-04-31/273.htm#12564
در راستای ترویج خدمات اطلاع رسانی و ارائه اطلاعات به منظور ایجاد انگیزه در نزد علاقه مندان به پژوهش و تحقیق و همینطور نیاز سنجی منابع مورد نیاز شما پژوهشگران ، اساتيد و دانشجويان عزیز، منابع مورد نیاز شما را بدون دریافت حتی یک ریال تهیه و ارسال می کنیم.
خدمات رایگان ما در این طرح فقط تا پایان شهریور ماه ۱۳۸۶ اعمال خواهد شد.
شايد خيلي از شما آقاي حافظيان را بشناسيد شايد هم نه. اما خبري مي خواهم بدهم. خبري كه نمي دانم براي ايشان خوشحال كننده است يا خير؟ و لي براي ما خيلي ناراحت كننده است. خبر خيلي ساده است. "آقاي حافظيان بازنشسته شدند". شايد براي خيلي ها اين خبر فقط يك خبر يا اتفاقي ساده باشد. اما براي ما فرق مي كند. كسي ديگر همكار اداري ما نيست كه نمي توانيم واژه اي براي توصيف ارتباط كاري كه با او داشتيم بيابيم و به كار ببريم. آيا فقط يك همكار از جمع كاري ما بازنشسته مي شوند؟ يا بهتر است بگوئيم يك دوست، يك رفيق يا حتي يك مرشد؟ كسي كه سراسر وجودش عشق بود. عشق به دانايي، عشق به حركت و عشق به بودن.
آبي كه برآسود زمينش بخورد زود دريا شود آن رود كه پيوسته روان است
گفتم نمي دانم براي ايشان خوشحال كننده است يا ناراحت كننده به اين دليل كه مي دانم ايشان عشق به كار خود داشتند و سراپاي وجودشان شوق به كار بود. شايد از اين بابت ناراحت باشند. و بازهم مي دانم كه ايشان چقدر كارهاي انجام نداده، چقدر برنامه هاي جالب و از همه مهمتر چقدر كتاب ناخوانده دارند كه فرصت بازنشستگي بهترين زمان براي به انجام رساندن آنهاست. شايد از اين بابت خوشحال باشند. اگرچه از خدمات دولتي بازنشسته مي شوند، اما زندگي جديدي را آغاز كرده اند كه كم از تولد دوباره نيست. همچنان با شور و شوق فراوان سرگرم كارهاي علمي و فرهنگي هستند و اكنون با فراغ بال بيشتري به دل مشغولي هميشگي خود، يعني تلاش براي دانايي محوري جامعه مشغول هستند.
براي ايشان آرزوي نيك اختري دمادم داريم.
به منظور تجليل از خدمات ارزنده دولتي ايشان و به بهانه بازنشسته شدنشان مراسمي برگزار خواهد شد. همه دوستان علاقه مند مي توانند به اين بهانه با ايشان ديداري مجدد داشته باشند.
زمان: چهارشنبه- 20/4/1386 – ساعت 10 صبح
مكان: بزرگراه شهيد چمران – روبروي نمايشگاه بين المللي – خ. يمن (تابناك) – سازمان تحقيقات و آموزش كشاوري – مركز اطلاعات و مدارك علمي كشاورزي – طبقه اول - كتابخانه مركزي
تكمله: دوستان زيادي يادآوري كردند، اگر پيشنهادي را كه در بخش نظرات گذاشته بودم، در متن پست بياورم بهتر است. پس:
هر كس با آقاي حافظيان آشنايي داشته يا علاقه اي به او دارد، لطف كند و اينجا كامنت بگذارد. اينجا هم مي شود كمپين (مثل همان كمپين 1 ميليون امضاء) آقاي حافظيان كه به گردن كتابداري ايران حق زيادي دارد.
ببينيم بلاگرها چه ركوردي به جاي مي گذارند.

براي عكسهاي بيشتر به فتوبلاك كتابداري مراجعه كنيد.
به ياد مهتاب دختر آقاي علي ميرزايي (كتابدار) و اولين سال درگذشت او، مراسم اهداء "جايزه مهتاب ميرزايي" روز پنجشنبه ۷ تيرماه ۱۳۸۶ در خانه هنرمندان ايران برگزار گرديد. نكته مهم درباره اين جايزه، اهداي آن بر اساس ارزشيابي مطلب منتشر شده در نشريه نگاه نو توسط خوانندگان است. همچنين كتابخواني مهتاب و نگاه فرهنگي به مرگ و زندگي كه در سخنان آقاي ميرزايي مي توان رگه هاي آن را يافت نيز جاي دقت و تامل دارد. بخشي از سخنان آقاي ميرزايي در اين مراسم:
...مهتاب اهل فرهنگ و هنر بود: به طور مستمر فيلم مي ديد، موسيقي مي شنيد، به ديدن نمايشنامه مي رفت، گاه نقاشي مي کرد و پيانو مي نواخت، ترجمه مي کرد، و براي خود مي نوشت؛ و مهم تر اينکه کتاب خوان حرفه اي بود. از همين روي، در يک سالي که از پرواز او و از گريز او از جهان ما مي گذرد کوشيديم به ياد او آن کنيم که دوست مي داشت. تلاش کرديم که سوگواري براي اوبه مرگ ستايي و مرگ پرستي تبديل نشود. مرگ مهتاب ادامه زندگي اوست. مرگ او بخشي از زندگي اواست. او، تا زنده بود، ستايشگر زندگي بود. مهتاب تا آخرين لحظه سرشار از زندگي بود؛ اما چه بايد کرد که مرگ سرنوشت محتوم ماست و به قول لورکا « دريا هم مي ميرد».
اما گزارشي کوتاه از کارهايي که خانوادهي مهتاب در حوزه فرهنگ وهنر در يک سال گذشته به ياد مهتاب انجام دادهاند:
1- به برگزاري دو مراسم فرهنگ و هنري کمک کرده ايم.
2- 1325 نسخه کتاب در مجموعه اي به نام مهتاب ميرزايي به کتابخانه هاي عمومي کشور تقديم کرده ايم.
3- باز هم در مجموعه اي به نام مهتاب ميرزايي تقديم کتاب به کميته کتابخانه هاي کوچک براي منطاق محروم شوراي کتاب کودک را آغاز کرده ايم و ادامه خواهيم داد.
4- تقديم جايزه مهتاب ميرزايي را در برنامه سالانهي فصلنامه نگاه نو قرار داده ايم. امروز در بخش دوم اين مراسم، برندهي نخستين دورهي اين جايزه معرفي خواهند شد.
5- و سايتي را طراحي و راه اندازي کرده ايم که از فروردين 1386 آغاز به کار کرده است. اين سايت به مراجعه کنندگان اش امکان مي دهد که با صدها سايت معتبر علمي پيوند پيدا کنند. جوانان ما و مادران و پدرانشان بي ترديد از مراجعه به اين سايتها سود خواهند برد. مقاله هاي مندرج در اين سايت ها دريچه اي پيش روي من گشود که بدبختانه در گذشته بر من بسته بود، و کسي هم مرا راهنمايي نکرد، ولي امروز سايت مهتاب مادر خدمت شماست.
با تشكر از جناب آقاي حافظيان به خاطر خبر. پيوند به گزارش هاي اين مراسم:
این مطلب را به گروه بحث فرستادم و فقط خانم مدیر امانی لطف کردند و نظرات بسیار خوبی ارائه کردند. از دوستان دیگر خواهش می کنم اگر نظری دارند، که مطمئنم دارند، نظرات خودشان را حتما ارسال کنند.
amiri510@yahoo.com
روز معلم بر همه معلمین و اساتید مبارک باد.

صبح روز پنجشنبه، برای استفاده از کتابخانه ملی مراجعه کردم. رفتار کارکنان کتابخانه کمی متفاوت شده بود. وقتی از حراست گذشتم و خواستم وارد تالار مطالعه شوم، نگهبان کتابخانه دستور ایست داد و تمامی آنچه را که در دست داشتم مطالبه کرد. بعد از ارزیابی اولیه فرمودند که برگه هایی که با خود می برید زیاد است و طبق قانون جدید فقط مجاز هستید تا ۲۰ برگ جزوه یا کاغذ همراه خود داشته باشید. (طبق قانون کتابخانه ملی، ورود هر گونه کتاب، پوشه، کیف، خوراکی .... ممنوع است. ناگفته نماند که گیتهای امنیتی کتابخانه ملی هم با نیروی انسانی تکمیل شده است). با همه آنهایی هم که وارد می شدند چنین برخوردی می شد. به هر حال درخواست ملاقات با رئیس یا یکی از مسئولان کتابخانه را کردیم که میسر نشد. خوشبختانه در وب سایت کتابخانه ملی امکان ارتباط با مسئولین وجود دارد. از طریق این صفحه نامه ای را برای ریاست محترم کتابخانه ملی، جناب آقای اشعری ارسال کردم که در ادامه مطلب ملاحظه خواهید فرمود.
پی نوشت بدون سوگیری: امیدوارم این صفحه ارتباطی کتابخانه ملی هم مانند پست الکترونیکی رئیس دانشگاه ما دکور نباشد. البته آن بنده خدا به ما پاسخ داد اما پس از ۵ ماه.
|
در میان همه شادباشهای نوروزی و تبریکها، متاسفانه خبردار شدیم که آقای دکتر نورالله مرادی در روز دوم نوروز به دلیل سکته در بیمارستان بستری شده اند. خوشبختانه حال ایشان خوب شده و خطر رفع شده است و به منزل تشریف برده اند. برای ایشان آرزوی بهبودی هر چه زودتر و شادکامی داریم.
با سپاس و احترام به تمامی کتابداران ایرانی
دبیر اجرایی همایش
بخشی از شرکت کنندگان در همایش

بخشی از همکاران اجرایی همایش

خوشبختانه مطلع شدیم که "اصطلاحنامه پزشکی فارسی" که زحمت تهیه آن را استاد ارجمند خانم فاطمه رهادوست کشده اند، به عنوان کتاب سال در بخش "کلیات" انتخاب شده است. داستان این اصطلاحنامه هم داستانی طولانی است و خوشبختانه پس از سالها جور و نامرادی دیدن بالاخره به نتیجه مطلوب و شناخته شدن ارزشهای آن دست یافت. ظاهرا قرار است در مراسم تقدیر از "کتابهای سال" در روز دوشنبه ۱۶/۱۱/۱۳۸۵ از این اثر در کنار آثار سایر موضوعات تقدیر شود. این موفقیت را به جامعه کتابداری و اطلاع رسانی کشور تبریک می گوئیم. دوستانی که ممکن است آشنایی چندانی با این منبع نداشته باشند یا امکان دسترسی به آن برایشان مهیا نباشد، می توانند معرفی و نقد این منبع را در شماره ۹۷-۹۸ "کتاب ماه - کلیات" بخوانند: http://www.ketab.ir/Ketab/E-Magazine/MahFiles/K97-98.pdf
با سلام حضور تمام دوستان ارجمند
انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران متعلق به تمامی کتابداران این کشور است. بنابراین لازم نیست منتظر باشیم تا برای عضویت در هیات مدیره آن و برداشتن قدمی در زمینه کتابداری و اطلاع رسانی ایران از ما دعوت شود. هر کتابداری که حرفی برای گفتن دارد، باید خود پیش قدم شده و برای شرکت در انتخابات هیات مدیره انجمن کاندید شود.
به همین دلیل و با توجه به نزديک شدن زمان سومین دوره انتخابات هیات مدیره انجمن کتابداري و اطلاع رساني ايران، پایگاهی طراحی شده است که همه علاقه مندان بتوانند نامزدی و برنامه های خود را از این طریق اعلام کنند. زمان برگزاری انتخابات روز چهارشنبه 16/۱۲/1385 از ساعت 16 در سالن یوسف شریعت زاده کتابخانه ملی خواهد بود.
لذا از تمامی کسانی که تمایل به نامزد شدن دارند، خواهشمند است که اطلاعات خود در این سایت وارد کنند. علاقمندان به حضور در جمع هيات مديره مي توانند براي ثبت نام به نشانی http://cep.cua.ac.ir/sem/candidate/input.asp
مراجعه نموده و ثبت نام نمايند. ديگر علاقمندان نيز براي اطلاع از اسامي متقاضيان و ثبت نام شدگان به نشانی زير مراجعه نمايندhttp://cep.cua.ac.ir/sem/candidate/list.asp
در صورت امکان به تمامی علاقمندان و همکاران اطلاع دهيد.
امیدواریم شاهد جمعی گرم و انتخاباتی پر شور باشیم.
با کمال خرسندی به استحضار همه دوستان می رساند که امکان اطلاع از وضعیت چکیده های ارسالی برای شرکت در اولین همایش سالانه انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران با عنوان "همایش راهبردها و راهكارهاي نوين در سازماندهي اطلاعات" فراهم شده است. از همه دوستان خواهش میشود این خبر را به اطلاع سایر دوستانی که ممکن است عضو گروه بحث نباشند یا به وبلاگ انجمن سرکشی ننمایند، برسانند. برای اطلاع از وضعیت مقالات به نشانی وب سایت همایش http://cep.cua.ac.ir/sem/index.asp مراجعه بفرمائید. همچنین اخبار همایش در وبلاگ انجمن به نشانی http://ilisa.blogfa.com نیز درج خواهد شد.
همایش بررسی راهکارهای توسعه فناوری اطلاعات در دانشگاههای علوم پزشکی
زمان برگزاري همايش: 25و26 بهمن ماه 1385
مکان برگزاري همايش:سالن همايشهاي بين المللي امام خميني (ره) دانشکده پزشکي
اگر دوستان مطالب جهان کتاب در سالهای 76 و 77 را به خاطر بیاورند، از بهترین گزارش هایی که در آن دوره در آنجا ارائه می شد و خیلی هم طرفدار داشت، گزارشهای جناب آقای آذرنگ بود در معرفی کتابخانه های عمومی تورنتو، واشنگتن، مایکروسافت و برخی کتابخانه های مهم دیگر دنیا. البته ایشان بعدا این گزارش ها را در کتابهایی که منتشر کردند هم ارائه کردند که هنوز هم خواندن آنها لذت بخش است. نکته مهمی که در آن دوره هم خیلی مورد توجه و عکس العمل قرار گرفت برخاسته از این موضوع بود که جامعه ایرانی مشتاق آگاهی از واقعیتهای زندگی در کشورهای غربی است. واقعیت این است که به دلایل مختلف، از جمله تبلیغات منفی دولتی در خصوص جامعه غربی، گرایش ایده ال سازی درباره جامعه غربی در کشور و مردم شکل گرفته است. نظرات ارائه شده دوستان در خصوص نوشته خوب خانم مرادی هم موید این نکته است که همه تشنه دانستن در مورد واقعیتهای موجود هستند نه خیالپردازی های پرداخته ذهن. یکی دیگر از گزارش های خوب ارائه شده در یکی از شماره های سال گذشته جهان کتاب، نوشته ای بود از جناب آقای جمالی ممهوئی در مورد کتابخوانی در متروهای لندن و تجربه خودشان نوشته بودند. (من متاسفانه الان دسترسی به منابع ندارم که کامل آنها را معرفی کنم و از این بابت پوزش می خواهم). کار جناب آقای آذرنگ در ارائه این معرفی ها بسیار مورد استقبال قرار گرفت و ویژگی آن در این بود که کس دیگری این کار را به این صورت انجام نداده بود. افراد مختلفی در کشورهای مختلف حضور داشته و دارند اما سنت مکتوب و ارائه آنچه از جامعه آن سوی مرزها به دست می آورند کمتر صورت می گیرد.
نوشته سرکار خانم مرادی رویکرد بسیار خوبی است که من به سهم خودم از این کار جالب ایشان تشکر می کنم. اتفاقا بر عکس تصور خودشان، ایشان خیلی شیرین و خودمانی می نویسند که لذت خواندن مطلب را دوچندان می کند. به نظرم یکی از رسالتهای کسانی که در خارج از کشور هستند، به خصوص کتابداران، این است که واقعیتهای زندگی روزمره و موجود را به اطلاع کسانی که در داخل کشور هستند برسانند. این کار می تواند حتی در رسانه های دیگر از جمله مجله های کتابداری و اطلاع رسانی اتفاق بیافتد و طیف گسترده تری از آن بهره مند شوند.
دو روز شاهد برنامه ای منظم، منسجم و در عین حال علمی بودیم. اولین همایش دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه با وجود برف و سرمای فراوان در فضایی گرم و صمیمی برگزار شد و با موفقیت به پایان رسید. سه مقاله از مقالات ارائه شده در همایش حائز رتبه های اول تا سوم شدند که به این سه دوست خوب و عزیز تبریک می گویم.
رتبه اول: سرکار خانم طاهره کرمی: "بررسي وبلاگ هاي کتابداري ايراني و نقش آنها در اطلاع رساني به جامعه کتابداري ايران"
رتبه دوم: جناب آقای امیررضا اصنافی: "کتابداری: از ثبات تا انقلابی آرام"
رتبه سوم: جناب آقای امیر ریسمانباف: "كتابداري، حرفهاي مبتلا به فقر نظري: نگرشي بر ضرورت آگاهي متخصّصان علم اطلاعات از بنيادهاي نظريِ علم ارتباطات"
بسیار اتفاق میافتد که کتابی به فارسی ترجمه میشود اما در هیچ جای کتاب اشارهای به تاریخ نشر اثر اصلی نمیشود. خیلی وقتها هم خواننده دوست دارد یا لازم دارد بداند مطلبی که به زبان اصلی نوشته شده است مربوط به چه سالی است؟ و آیا در زبان و محیط اصلی، از روزآمدی مناسب برخوردار بوده است یا خیر؟
در ایران کتابهای زیادی به فارسی ترجمه شده و مورد استفاده قرار میگیرند و ممکن است افراد زیادی با این مشکل مواجه باشند. برای رفع این مشکل، پیشنهاد این است که قاعدهای در مورد کتابهای ترجمه شده به فارسی در کتابخانه ملی تصویب شود که تاریخ نشر اثر اصلی در منطقه یادداشتها و بعد از ذکر عنوان اصلی اثر در داخل پرانتز ذکر شود.
این متن نامه ای است که بنده برای سرکار خانم پوری سلطانی نوشته و ارسال کرده ام که در صورت تائید، تغییری در قواعد فهرستنویسی به وجود آید و این مشکل رفع شود.
نظر شما چیست؟
و آیا مسئله دیگری وجود دارد که بتوان برای رفع آن پیشنهادی ارائه کرد؟
آغازنامه
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند بس خجالت که ازین حاصل اوقات بریم
قبلا، صبح که کامپیوتر را روشن میکردیم، لازم بود به چند سایت و وبلاگ سرکشی کنیم تا بدانیم کی به کیه و دنیای کتابداری دست کی. وبلاگ گروهی که ایجاد شد، نفس راحتی کشیدیم. کافیه که یکبار صبح و یکبار هم عصر به آن سر بزنی. به راحتی به آخرین اخبار کتابداری و اطلاع رسانی کشور و مسائل مرتبط دست پیدا میکنی. مدتها مشتری وبلاگ بودم. بعد دیدم این آمادهخوری رسم کتابداری نیست. باید آستین ها را بالا زد و بازی وسط گود را تجربه کرد. مطلب امروز آقای ابطحی در وبنوشت خیلی جالب است. به سه ساله شدن وبنوشت و مداومنویسی صاحب آن اشاره دارد. به قول خودش این سایت بدون لینک، هر روز بیش از بیست هزار خواننده دارد. من هم امیدوارم روزی برسد که این وبلاگ آمار بازدیدکنندگانی در خور جایگاه و شان خود داشته باشد. امیدوارم بتوانم با لطف دوستان و در کنار آنها، فضایی علمی و خوب ایجاد نمائیم.